دیدن خدا در راز و رمز و سحر و جادو و تسلیمش شدن

خدایا راز و رمز و سر و سحر جهان هستی از توست یگانه همه هستی و همه رمز و راز های جهان ای صاحب همه رمز و راز های جهان ای خالق من تسلیم و مطیع و رام تو ام خدا میخوای رمز و رازت و مشیت و صلاح دیدت رو برای بینهایت نعمت و رزق وارد زندگیم کن میخوای با این راز و سحر ها گمراهم کن من تسلیم و مطیع و رامتم ای همه هست من

ای فرمانروا، ای خالق همه رمز و رازهای جهان، تویی که همه اسرار و شگفتی‌های هستی را در دست داری. من بنده‌ای مطیع و رام در برابر اراده تو هستم. اگر اراده توست که رمز و رازها و مشیتت را برای بی‌نهایت نعمت و رزق وارد زندگی من کنی یا با این راز و سحرها گمراهم کنی، من تسلیم و رام تو هستم.

متن ادبی

راز و رمزهای جهان، همه از توست. ای خالق، من را از این دنیا و وابستگی‌های آن رها کن و به من آرامش و فروتنی عطا کن. در برابر اراده تو، من تسلیم و مطیع هستم. اگر اراده توست که رمز و رازها و مشیتت را برای بی‌نهایت نعمت و رزق وارد زندگی من کنی یا با این راز و سحرها گمراهم کنی، من با ایمان به تو، این راه را طی خواهم کرد.

شعر

این شعر از مولانا جلال‌الدین رومی است:

رازها در دل نهان، نشانه‌ای از لطف تو
من بنده‌ای مطیع در برابر اراده تو
ای خالق، زندگی‌ام را پر از نعمت کن
و اگر اراده توست، گمراهم کن

آیه قرآن

آیه‌ای که به این موضوع مرتبط است، آیه 29 از سوره ملک است:

قُلْ هُوَ الرَّحْمَٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ

بگو: «اوست خدای رحمان، به او ایمان آوردیم و بر او توکل کردیم. پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است.»

داستان

روزی مردی در شهری زندگی می‌کرد که مردم آن به دنبال کشف راز و رمزهای جهان بودند. او با خود گفت: “ای خالق، من تسلیم و مطیع تو هستم. اگر اراده توست که رمز و رازها و مشیتت را برای بی‌نهایت نعمت و رزق وارد زندگی من کنی یا با این راز و سحرها گمراهم کنی، من با ایمان به تو، این راه را طی خواهم کرد.” او با فروتنی و آرامش در میان مردم زندگی کرد و به آنها نشان داد که چگونه می‌توان با ایمان به خدا و فروتنی، زندگی کرد.

شعر کوتاه

رازها و رمزها، نشانه‌ای از لطف تو
من بنده‌ای مطیع در برابر اراده تو
ای خالق، زندگی‌ام را پر از نعمت کن
و اگر اراده توست، گمراهم کن

مثال از زندگی روزمره

در زندگی روزمره، ما با لحظات شگفتی و رازهای ناشناخته روبرو می‌شویم. مانند مردی که در شهری پر از راز و رمز زندگی می‌کرد، ما نیز باید با فروتنی و آرامش با این لحظات برخورد کنیم. با ایمان به خدا و اعتماد به قدرت او، می‌توانیم از پس هر چالشی برآییم و زندگی‌مان را مستحکم سازیم.